تاریخ اهل بیت (شماره ی 6)



نام گذاری امام حسین (علیه السلام)

در فرهنگ اسلامی به مسئله انتخاب نام برای کودک به دلیل آثار معنوی آن و نقش مهمی که در تکوین شخصیت فرد دارد، توجّه خاصّی شده است. از جمله افتخارات ائمه اطهار (علیهم السلام) آن است که برخی از نام ها و القاب آنها را خدا و پیامبر تعیین فرموده اند. در روایتی آمده است که در همان روزهای اوّل تولد امام حسین (علیه السلام) ، جبرئیل به حضور پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) رسید و فرمود:

«خداوند تبارک و تعالی بر تو سلام می رساند و می فرماید: از آن جا که علی (علیه السلام) برای تو همانند هارون برای موسی (علیه السلام) است مناسب است که این نوزاد را به نام پسر کوچک هارون شبیر ـ که در عربی «حسین» خوانده می شود ـ نام گذاری کنید»

به دنبال این پیام الهی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به خانه حضرت زهرا (علیها السلام) می آیند و سؤال می کنند: «آیا برای این نوزاد نامی انتخاب کرده اید؟» علی (علیه السلام) می فرمایند: «ما هرگز در این امر بر شما پیشی نمی گیریم». آن گاه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:«نام او را حسین بگذارید».

تاریخ اهل بیت (شماره ی 5)



زندگینامه امام علی(علیه السلام)-قسمت چهارم

*پدر*(2)

نام و نسب ابوطالب (علیه السلام):

نام ابوطالب «عمران» است و بعضی او را«عبد مناف» نامیده اند.چون فرزند بزرگش طالب نام داشت او را ابوطالب خواندند.وی 35 سال قبل از تولد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در مکه ی معظمه در خانواده ای برجسته و خداشناس دیده  به جهان گشود.او با عبدالله پدر پیامبر برادر بود.پدرش عبدالمطلب جد پیامبر اسلام است که همه ی قبایل عرب او را به عظمت و بزرگواری می شناختند و از او به عنوان یک مرد با کفایت و مبّلغ آیین توحید ابراهیمی یاد می کردند.عبدالمطلب چنان مورد توجه دنیای آن روز بود که او را با لقب «سید البطحاءِ» آقای سرزمین مکه و حومه ی آن و «ساقی الحجیج» آب دهنده ی حاجیان خانه خدا و «ابو الساده» پدر بزرگواریها و «حافر الزمزم» ایجاد کننده ی چاه زمزم می خواندند.عبد المطلب در حفظ و حراست وجود مبارک حضرت محمد (صلی الله علیه وآله)،بسیار کوشا بود،شیعه و اهل سنت بر این حقیقت،معترف اند.

 

(کتاب مظهر ولایت-سید اصغر ناظم زاده ی قمی)

تاريخ اهل بيت(شماره4)



زندگی نامه امام علی(علیه السلام)-قسمت سوم

*پدر*

امام صادق(علیه السلام) می فرماید:

مثل حکایت ابوطالب،مثل اصحاب کهف است که ایمان خود را  مخفی کردند و اظهار شرک نمودند،پس خداوند اجر وپاداش آنان را دوچندان داد.(بحارالانوار،جلد35،صفحه 72)

یکی از شخصیتهای نقش آفرین صدر اسلام حضرت ابوطالب پدر امام علی (علیه السلام) است.وی در هنگامی که پیامبر عالبقدر اسلام از همه سو هدف تیر های زهرآگین مشرکان مکه بودند مردانه از آن حضرت حمایت کرد وبدین وسیله در گسترش اسلام وتقویت مسلمانان نقش مهمی ایفا نمود.متأ سفانه این رادمرد الهی با همه فداکاریهایش  از اسلام که بر دوست و دشمن پوشیده نیست سخت مظلوم واقع شده است وتمام تلاشهای درخشان او از پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم)نه تنها در تاریخ به فراموشی سپرده شده بلکه حتی نسبت کفر و شرک به این مسلمان با فضیلت داده اند.لذا در بخش بعدی برآنیم  با این شخصیت بزرگ اسلام آشنا شویم و همچنین شبهاتی که به ایمان  و اسلام این مرد الهی  و وارسته وارد کرده اند با دلیل و برهان برطرف شود وبا این حدیث شریف که در زیارت وارث آمده آشنا شویم:

«أشهَدُ أنَّکَ کُنتَ نوراً فی الأصلابِ الشامِخَةِ والأرحامِ المطهّرةِ لم تُنَجِّسکَ الجاهلیَّةُ بأ نجاسِها ولَم تُلبِسکَ مِن مُدلَهِمّات ثیابِها.»

و بدانیم که ابوطالب و فاطمه بنت اسد،پدر مادر امیرالمؤمنین (علیه السلام)،هر دو از ابتدا موحد و خداپرست و برآیین توحیدی ابراهیم حنیف بوده اند.وپس از ظهور اسلام به پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) ایمان آوردند و با اعتقاد به دین و آیین حضرت محمد(صلی الله علیه وآله وسلم) از دنیا رفتند.



(کتاب مظهر ولایت-سید اصغر ناظم زاده ی قمی)

تاریخ اهل بیت (شماره ی 3)


زندگی نامه ی امام علی(علیه السلام)-قسمت دوم

"نسب،کنیه والقاب"

«نسب»

پدر و اجداد امام علی (علیه السلام) از امتیازاتی برخوردار بوده اند که از طریق وراثت به ایشان منتقل شده است،پدرش ابوطالب از شعرا و فصحای عرب،از بزرگان مکه و رئیس بنی هاشم بود وسقایت (رساندن آب) حاجیان،در عصر جاهلیت بر عهده ی وی بود که پس از خود به عباس تحویل داد.سراپای وجود ابوطالب کانونی از بزرگواری عطوفت و مهربانی،شجاعت،بردباری و خدمتگذار آیین توحیدی بود.او مردی فصیح و بلیغ،شاعر وخطیب و از رأی محکم و اراده ی قوی برخوردار بود.مجموع این اوصاف و فضایل از حضرت ابوطالب به فرزندش حضرت علی (علیه السلام) منتقل گردید.

مادر بزرگوارش فاطمه بنت اسد که پیامبر اکرم را در دامان خود پرورش داد،تا آنجا که پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) به ایشان مادر خطاب می کرد و آنقدر بزرگوار بود که وقتی از دنیا رفت رسول خدا لباس خود را بر او کفن کرد و خود او را در قبر گذارد.او نخستین زنی است که دراسلام هجرت نمود.چنین مادری برای امیر المؤمنین علی (علیه السلام) افتخار و فضیلت بزرگی است.

جد بزرگوارش«عبد المطلب» رئیس مکه و خانه دار کعبه،به قدری از جلال و حشمت ظاهری برخوردار بود که وقتی سپاه ابرهه برای ویران ساختن خانه ی خدا وارد مکه شدند،شترهای عبد المطلب را از او گرفتند و می خواستند به او ندهند. عبد المطلب نزد ابرهه رفت و شترهای خود را مطالبه کرد.ابرهه در برابر شکوه و عظمت عبد المطلب خاشع شد و شترها را به او برگرداند و گفت:

«اگر این مرد بزرگوار از من می خواست که از خراب کردن خانه ی خدا منصرف شوم می پذیرفتم .»

اینها نمونه هایی از شرافت و بزرگواری خاندان ونسب امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بود.می توان گفت امیر المؤمنین همچون رسول خدا بهترین و شریفترین نسب را دارا بوده است.

«کنیه»

امام علی (علیه السلام) علاوه بر کنیه های متعددی که بر اساس نام فرزندانش داشته است،مثل ابوالحسن،ابوالحسین و ابو زینب،کنیه هایی را هم رسول خدا برای او قرار داد که یکی از آنها ابوتراب است.

*ابوتراب*

در وجه نامگذاری امیرالمؤمنین به «ابوتراب» و زمان و مکان آن اختلاف نظر وجود دارد.از مجموع روایات چنین استفاده می شود که در زمانها و مکانهای مختلف پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) به طور مکرر امام علی (علیه السلام) را با کنیه ی «ابوتراب» خطاب کرده است.

عبایة بن ربعی در وجه دیگر این نامگذاری می گوید:«به ابن عباس گفتم:چرا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) علی(علیه السلام) را ابوتراب نامید؟

در جوابم گفت:

چون امام علی (علیه السلام) صاحب زمین است و پس از پیامبر (صلی الله علیه وآله و سلم) حجت خدا بر اهل زمین بوده و به وسیله ی او زمین و آرامش آن باقی است از این رو او را ابوتراب نامید و در ادامه گفت:از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شنیدم که فرمود:«وقتی روز قیامت بر پا می شود،آن قدر ثواب وکرامت نصیب شیعیان علی (علیه السلام) می شود که کفار با دیدن این صحنه می گویند:

«یالیتنی کنت ترابا;ای کاش ما از خاک-یعنی شیعیان علی بن ابی طالب (علیه السلام)-بودیم»همانگونه که آیه شریفه می گوید:«ویقول الکافر یا لیتنی کنت ترابا-کافر گوید:کاش من از خاک بودم» (نباء آیه40)

*ابوریحانتین*

از کنیه های دیگری که پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) با آن امام علی (علیه السلام) را خوانده است،«ابو ریحانتین»است;یعنی پدر دو ریحانه ی بهشت که حسن و حسین (علیهما السلام) هستند.

کشف الغمه از مناقب ابن مردویه از جابر چنین نقل می کند:«رسول خدا (صلی الله علیه و آله) سه روز قبل از وفاتش به امام علی (علیه السلام) فرمود:

سلام بر تو ای پدر دو ریحانه،وصیت می کنم که در دنیا دو ریحان گل بوستان من را عزیز بداری.کمی مانده است که دو رکن تو شکسته شوند.خدای متعال را بر تو خلیفه قرار می دهم که حافظ توباشد.»(منظور از دو رکن پیامبر و فاطمه (سلام الله علیهما) می باشد)

«القاب»

1-امیر المؤمنین:ابن صباغی مالکی می گوید:«از القاب امام علی (علیه السلام) امیرالمؤمنین است.قندوزی حنفی از حذیفه یمانی نقل می کند که رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند:

اگر مردم می دانستند در چه زمانی علی به لقب امیرالمؤنین ملقب گردید،هرگز منکر فضائل او نمی شدند;زیرا علی در زمانی که آدم بین روح و جسد بود ملقب به امیرالمؤمنین شد،زمانی که خداوند فرمود:آیا پروردگار شما نبودم؟گفتند:بله. فرمود:من پروردگار شمایم و محمد پیامبر شماست و علی امیر شماست.»(ینابیع الموده،ج2،ص63-در بحار الانوار،جلد9،ص256-تفسیر برهان،ج2،ص50-اثبات الهدات،ج3،ص545-نظیر همین حدیث را جابر از امام باقر (علیه السلام) نقل کرده است.)

و از القاب دیگر ایشان می توان به:وصی،یعسوب الدین ویعسوب المؤمنین،امیر النحل ،الأنزع البطین،حیدر،مرتضی،مولی المؤمنین،کشاف الکرب،قسیم الجنّة والنار و... اشاره کرد.


(کتاب مظهر ولایت-سید اصغر ناظم زاده ی قمی)

تاریخ اهل بیت (شماره ی 2)



زندگانی امام علی(علیه السلام)

*قسمت اول*

"ولادت"

حضرت علی (علیه السلام) فرزندی از خاندان هاشمی است که پدر و مادرش هر دو از سلاله ی هاشم اند.پدرش«ابوطالب»پسر عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف،ومادرش«فاطمه»دختر اسدبن هاشم بن عبدمناف. طایفه بنی هاشم از نظر فضائل اخلاقی و کمالات انسانی در بین طوایف عرب مخصوصاً قبیله قریش زبانزد خاص و عام بودند،از ویژگی های بنی هاشم،فتوت،مروت،هوش و فطانت،شجاعت و سخاوت است که هریک از این صفات در حد اعلای خود به علی بن ابی طالب(علیه السلام)انتقال یافت.علی (علیه السلام) در روز جمعه سیزدهم رجب سال سی عام الفیل،ده سال قبل از بعثت پیامبر اسلام در خانه ی کعبه ولادت یافت.

نظر برخی علمای اهل سنت درباره ی ولادت امام علی (علیه السلام):

1-عباس محمود عقاد مصریعلی (علیه السلام) در داخل کعبه به دنیا آمد و خداوند عنایتی به او فرمود که هرگز به بتها سجده نکرد...»(عبقریة الامام علی،ص23)

2-صفی الدین حضرمی شافعی می نویسدولادت علی (علیه السلام) در کعبه ی مشرفه بوده است.او نخستین و آخرین کسی است که در این مکان مقدس به دنیا آمده است»(وسیلة المآل،حضرمی شافعی،ص 282)

3-علامه سکتواری بسنویاول کسی که در کودکی در اسلام میان اصحاب«حیدره»-یعنی شیر-نامگذاری شد،سید و مولای ما «علی بن ابی طالب» است زیرا موقعی که علی (علیه السلام) در داخل کعبه به دنیا آمد،پدرش ابوطالب در سفر بود.مادرش فاطمه با تفأل به خیر،او را همنام پدرش که «اسد» بود نام گداشت.

نظر علمای شیعه:

علمای شیعه به اتفاق آرا معتقدند امیر مؤمنان علی (علیه السلام) در داخل کعبه به دنیا آمده و این فضیلت،فقط منحصر به اوست و کسی جز او این افتخار را نداشته است،برای نمونه کلام برخی از دانشمندان بزرگ شیعه به اختصار می آوریم:

1-مفسر کبیر مرحوم قطب الدین راوندیمحل ولادت علی (علیه السلام) خانه ی خدا و بیت الحرام بود و هیچکس جز او دراین مکان تولد نیافته است»(خرائج و جرائح راوندی.ج2.ص24)

2-مفسر بزرگ امین الاسلام مرحوم طبرسی صاحب تفسیر مجمع البیانهرگز کسی غیر از علی (علیه السلام) درخانه ی خدا به دنیا نیامده است،نه پیش از او و نه پس از او»(الغدیر.ج6.ص26)

3-علامه مجلسیعلی(علیه السلام) در مکه مکرمه در خانه ی خدا در ماه رجب ،سی سال بعد از عام الفیل،به دنیا آمد»(مرآة العقول.ج5.ص275)


(کتاب مظهر ولایت-سیداصغر ناظم زاده ی قمی)

تاریخ اهل بیت (شماره ی 1)


زندگانی امام هادی (علیه السلام)

آن حضرت طبق مشهور،سه شنبه،دوّمین روز از ماه رجب،سال 212 هجرى قمرى،در قریه اى به نام صُریا سه فرسخى شهر مدینه منوّره دیده به جهان گشود.

نام :

علىّ (صلوات اللّه و سلامه علیه)

کنیه :

 ابوالحسن و ابوالحسن الثالث

لقب : 

هادى ، ناصح ، متوکّل ، نقىّ، مرتضى ، عالم ، طاهر، طیّب ، عسکرى ، أمین ، ابن الرّضا و... .

پدر:

 امام محمّد، جواد الائمّة (علیه السلام)

مادر: 

سمانه - از اهالى مغرب - و معروف به سیّدة بوده است.

نقش انگشتر:

 ((اللّه رَبّى وَ هُوَ عِصْمَتى مِنْ خَلْقِه ))

مدّت عمر:

آن حضرت (سلام اللّه علیه) ، مدّت شش سال و پنج ماه در حیات پدر بزرگوارش و نیز پس از شهادت وى ، مدّت 33 سال و 9 ماه رهبریّت و امامت جامعه را بر عهده داشت.جمعاً عمر پُر برکت آن حضرت را حدود 41 سال و چند ماه گفته اند، که مدّت بیست سال و أندى از آن را در شهر سامراء، تحت نظر حکومت عبّاسى به طور اجبار اقامت داشت.

مدّت امامت:

بنابر آنچه که بین گفتار مورّخین و محدّثین مشهور است:آن حضرت ، روز سه شنبه ، پنجم ماه ذى الحجّة ، سال 220 هجرى ، پس از شهادت پدر بزرگوارش به منصب امامت و خلافت نائل آمد و حدود 33 سال و 9 ماه ، امامت و هدایت جامعه اسلامى را عهده دار بود.آن حضرت پس از شهادت پدر بزرگوارش ، مرتّب در حصر و تحت اذیّت و آزار دستگاه ظلم و جور خلفاء بنى العبّاس و مخالفین قرار داشت ؛ و بیشتر مدّت امامت خود را یا در زندان و یا تحت نظر جاسوسان و مأموران حکومتى سپرى نمود.و اگر هم بر حسب ظاهر آزاد مى شد، غیرمستقیم برخوردهاى حضرت و نیز رفت و آمد افراد را به حضور ایشان ، تحت کنترل شدید قرار مى دادند. امّا براى آن که افکار عمومى خدشه دار نگردد، به طور ریاکارانه در ظاهر و در موقعیّت هاى معیّن ، حضرت را تکریم و تعظیم مى کردند. ولى به هر حال کینه و خباثت و سخن چینى افراد کوردل ، امام (علیه السلام) را به حال خود وا نگذاشت ؛ و سرانجام حضرت را به وسیله زهر مسموم و به شهادت رساندند.و به همین جهات سیاسى و حکومتى ، امام (علیه السلام) کمتر توانست ، مسائل دین را در امور مختلف مطرح نماید و یا جلسات درس تشکیل دهد. بدین جهت سخنان حضرت ، نسبت به پدران بزرگوارش کمتر در بین کتب تاریخ و حدیث دیده مى شود. و همچنین براى اثبات مظلومیّت حضرت ، همین کافى است که دفن جسد مطهرّ آن بزرگوار نیز در خانه خود آن حضرت انجام گرفت.

خلفاء هم عصر:

 امامت آن حضرت با حکومت و ریاست هفت نفر از خلفاء بنى العبّاس به نام هاى : واثق ، متوکّل ، منتصر، مستعین ، معتّز، معتمد و معتصم مصادف شد.

در شهادت آن امام مظلوم (علیه السلام) اختلاف است ؛ ولى مشهور بین علماء گفته اند:

شهادت آن حضرت ، روز سوّم ماه رجب ، سال 254 هجرى قمرى  مى باشد، که در زمان حکومت معتصم به وسیله زهر مسموم و به شهادت رسید؛ و جسد مطهّر و مقدّسش در شهر سامراء، در منزل شخصى خود حضرت دفن گردید.

فرزند:

حضرت داراى چهار فرزند پسر به نام هاى : امام حسن عسکرى (علیه السلام) ، حسین ، محمّد و جعفر؛ و نیز یک دختر به نام عایشه بوده است.

نماز امام هادى (علیه السلام):

دو رکعت است ، در هر رکعت پس از قرائت سوره حمد، هفتاد مرتبه سوره توحید خوانده مى شود؛ و پس از آخرین سلام ، تسبیحات حضرت فاطمه زهراء (علیها السلام) گفته مى شود و سپس نیازها و حوائج مشروعه خود را از درگاه خداوند متعال طلب مى نماید، که إنشاءاللّه بر آورده خواهد شد.